على اصغر حلبى
73
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
خلافى بود كه ميان امير مؤمنان ( ع ) و معاويه در صدر اوّل ظهور كرد . و اين امر از آنجا پيدا شد كه گروهى معتدل پديد آمدند كه از پيكار كردن در كنار على ( ع ) سرباز زدند ، و از پيكار او با معاويه خشنود نبودند ، و از اينجا به « معتزله » موسوم گشتند ، و گفتهاند كه همين نكته ، بعدها اصل عمدهء همهء معتزله قرار گرفت . و از دلايل همين مؤثرات سياسى خلاف على ( ع ) و عائشه با طلحه و زبير است كه در مجادلات اهل اعتزال نقش و اهمّيّت كمى نداشته است . « 1 » و راجح اين است كه و اصل در آغاز به تخطئهء هيچ يك از دو حزب تصريح نكرد ، و ليكن اظهار داشت كه يكى از دو حزب بر ضلالت است ، و مرتكب كبيره شده است ، و از اين روى ، شهادت يك گروه بر ضدّ ديگرى مردود است ، و هر يك از آن دو به نسبت به ضدّ خودشان فاسق شمرده مىشود . اما عمرو بن عبيد ، بسيار از اين فراتر رفت ، و هركس را كه در وقعهء جمل شركت داشته ، فاسق شمرد . بر اين مطلب موارد زير را نيز بايد افزود : 1 . و اصل بن عطاء و همهء معتزله ، قطعا دشمنان امويان بودند ، و بيشتر تمايل به علويان داشتند ، و او خود كه مدنى بوده ، در زادگاه خويش شأنى عظيم داشت ، و دليل آن اين است كه زيديّه ، اين فرقه را از نخستين خداوندان نهضت خود شمردهاند ؛ 2 . عبّاسيان ، از براى گسترانيدن دعوت خود ، در مردم اين گمان را مىآفريدند كه ايشان اهل بيت خالص هستند ، و براى رسيدن به مقاصد خويش ، علويان را نصرت مىدادند ، تا چون به ملك و پادشاهى رسيدند و موانع را از ميان برداشتند ، عمرو بن عبيد به سبب علاقهء استوارى كه با منصور عباسى داشت « 2 » به « عثمانيّه » روى آورد . و از قول او نقل كردند كه معتزله هرگونه پيوندى را كه آنان را با شيعه مربوط مىساخت گسيختهاند ، و كار بدانجا كشيد كه معتزله ، شيعه را به پذيرفتن برخى از عقايد مخالف با عقيدهء اسلاميان ، از جمله گرايش به مذهب بودا و ثنويّت متهم ساختند . 3 . معتزله ، در سدهء اول خلافت عبّاسى به احترام و شوكت عظيمى دست يافتند تا بدانجا كه مأمون در دورهء خلافت خود ، مذهب اعتزال را دين رسمى دولت قرار داد ، خود بدان مذهب گرويد ، و بزرگان فرقه را در مناصب دولتى گماشت ، و نفوذ خويش را در گسترش آن به كار برد ، و به دنبال كردن مخالفان مذهب اعتزال پرداخت ، و اقرار به خلق قرآن را دليل صحّت عقيده شمرد .
--> ( 1 ) . يازجى و كرم ، اعلام الفلسفة العربيّه ، 116 ، لبنان ، 1964 . ( 2 ) . - بخش هفتم ، زير عنوان « عمرو بن عبيد » .